Blog

بالای تپه

اینجا بی سرو صداست. کسی کاری به کارم نداره. البته نه اینکه هیچیِ هیچی ها، اما کارِ خاصی باهام ندارن اکثر آدمای دور و برم. همسایه هام رو به زور می‌بینم. یکیشون کشیشه و اسمش هست دِریل. یکیشون هم نمیدونم چی‌کار میکنه، اما خیلی خجالتیه. به‌زور حرف زد باهام. فقط اسمش رو گفت خیلی آروم. فکر کنم مارگریت بود اسمش. یکی همسایه دیگه هم دارم که یه بار بیشتر ندیدمش. اسمش کارا بود فک کنم. تو کار تغذیه و رژیم غدایی و اینجور چیزاست.

فکر کنم کم‌کم باید به اینجا بگم خونه.

Originally published on تپه‌های جنوبی

Ely AS September 21, 2014
فک نمیکنم که فک میکنی باید به اینجا بگی خونه بلکه مطمئنم اینجا خونته
Shagha September 22, 2014
ها. از بین تمامی جاهایی که زندگی کردم فقط دو تا جا بوده که حس کردم خونمه.
خونه ی آخر بروجردمون و تورنتو.
بقیه اش رو خونه صدا کردم!
:D

Leave a comment