Blog

پزشک دهکده

بالاخره نمردیم و ما هم مثل این آدمای باکلاس برای خودمون دکترِ خانوادگی‌دار شدیم. هرچند خانواده‌مون یه‌نفره‌ست! دکترم رو امروز برای اولین‌بار دیدم. تو نیویورک بزرگ شده و تو شیکاگو تحصیلاتش رو تموم کرده و الان همشهریم محسوب میشه. یعنی از بزرگترین شهر امریکا رفته به سومین شهر بزرگ امریکا و الان تو یه جایی در حد یه دهات زندگی میکنه. میگفت تغییر سخت بوده اما بالاخره خو گرفته. با هم در مورد چیزای مختلف صحبت کردیم. وقتی بهش گفتم که پینگ‌پنگ بازی میکنم با هیجان‌زدگی گفت که دوست‌پسرِ دخترش هم که آلمانیه به صورت حرفه‌ای پینگ‌پنگ بازی میکنه و اگه اومدن اینجا خبرم میکنه که بریم با هم بازی کنیم.

امروز یاد گرفتم که فرق اپتومتریست و اپتالمولوجیست چیه. اولی کارای اولیه و ساده مربوط به بینایی رو انجام میده و دومی کارای تخصصی. اینجا توضیحات خوبی داده در این مورد!

حالا قرار شده که یه مشاور تغذیه و یه دندونساز رو هم ببینم به زودی. البته میگن سری رو که درد نمیکنه نباید دستمال بست.

… مگر اینکه بخواهید که درد کند!

Originally published on تپه‌های جنوبی

Leave a comment