Blog

گوشم فرودگاه صداهای بی‌صداست*

گوشم فرودگاه صداهای بی‌صداست*

قانون رو جایی ننوشته‌ها، ولی فرودگاه لنگرود دم گیت یه باجه داره همه‌ش رو تحویل میگیرن، نمیذارن چیزیش رو با خودت ببری. هرچی هم که لای وسایل و ته جیبت قایم کرده‌ باشی رو به محض این که تو هواپیما درش بیاری سریع مهماندار میاد ازت میگیره و میبره. وقتی میرسی لنگفورد لخت و پتی، بدون اونا از هواپیما پیاده میشی. یه چیزایی هم که لای لباسا و توی موهات گیر کرده بود کم‌کم در میاد و باد میبَردشون.

اما برعکس تو لنگفورد. بلیطت رو که چک میکنن میبینن داری میری لنگرود اول یه ذره میریزن تو مشتت، تا میای بگی نمیخوام حواست پرت تحویل بار و سکیوریتی و بقیه کارا میشه، همه رو میذاری تو جیبت که بعدا بریزی دور، یهو میبینی سوار هواپیمایی و همه جیبهات و کیفت پره ازشون. مهماندارها هم هی چیزای دیگه میدن بهت. دیگه وقتی بارت رو تو لنگرود بهت تحویل میدن، همه چیزایی که موقع رفت گرفته بودن رو هم پس میدن. جالبه که یادشونه دقیقا کی چی تحویل داده بود. ولی خوبیش اینه که یه سریشون این وسط گم میشن، یا شایدم میدزدنشون، اونایی رو هم که مهماندار گرفته بود که دیگه نمیبینی.

در کل معامله خیلی بدی نیست این تحویل دادن و پس گرفتن اضطراب و نگرانی‌ها.

– * عنوان برگرفته از مصرعی از سیاوش کسرایی

Leave a comment